قانون ژاپني
راجع به قانون موسوم به قانون اساسي هفده ماده كه بيشتر مجموعهاي از دستورات اخلاقي است تا قانوننامه، يادداشت مرا دربارهٴ شوتوكو تائيشي در فقرهٴ ج ببينيد.
به هر حال، در تحت تأثير نمونههاي چيني، تدريجاً ژاپنيها لزوم يك سازمان اداري بهتر و قانونگذاري دقيقتر را دريافتند. نفوذ افكار و شيوههاي چيني، آرام، ولي مداوم بود. يكي از آخرين موارد، تعليم مينابوچي شوآن، يكي از هشت دانشجويي بود كه سفير سوئي را در بازگشتش به چين در 608 همراهي كرد. شوآن پس از بازگشت به ميهن آيين كنفوسيوسي و روشهاي هندي را تعليم داد.1
دوران فرمانروايي كوتوكو - تنو2، سي و ششمين امپراتور ژاپن (645 تا 654) معرف نوع جديدي از اصول مديريت بود كه غالباً از روي قالب چيني پرداخته ميشد. اين اصلاح به اصلاح عصر تائيكوا3 موسوم است، و تا انتشار
قانوننامهٴ دائيهو (نك نيمهٴ اول سدهٴ هشتم) ادامه يافت، يعني از 645 تا 701.
ضمناً عصر تائيكوا (645 تا 650) نخستين مبدأ تاريخ (ننگو) ژاپني بود، يعني نخستين پذيرش روش گاهشناسي چيني در ژاپن، كه تاريخ حوادث را با اشاره به نام سلاطين تعيين ميكرد. اين مبدأ تاريخ با جلوس امپراتور جديد يا وقوع حادثهٴ مهم ديگري تجديد ميشد.4 دست كم هر دورهٴ امپراتوري يك مبدأ تاريخ داشت، ولي ممكن بود بيشتر هم باشد، مثلاً فرمانروايي ووتي، امپراتور سلسلهٴ هان، و هوئيتي، امپراتور چين غربي، 11 مبدأ تاريخ، و امپراتوري كائو تسونگ، امپراتور سلسلهٴ تئانگ، 14 مبدأ تاريخ داشت، و قس عليهذا. در ژاپن دو دورهٴ فرمانروايي بيش از 8 مبدأ تاريخ داشت، كه اين بيشترين حد بود.
ژاپنيها پيش از متداول شدن اين مبدأ چيني، تاريخ حوادث را براساس آغاز تاريخ خويش(660
ق م)يا آغاز هر امپراتوري، يا به وسيلهٴ قرنهاي شصت ساله تعيين ميكردند. از تائيكوا (645) تا مئيجي (1868) 229 مبدأ تاريخ مربوط به 87 دورهٴ فرمانروايي بوده است. در دورهٴ احياي زمان مئيجي تصميم گرفته شد كه بعد از آن هر دورهٴ فرمانروايي يك مبدأ تاريخ (ننگو) محسوب شود.
ي. زبانشناسي عربي، تبتي و چيني
قرآن، زبان عربي را به صورت يك زبان ادبي درآورد و آن را تا حدي كه براي هر زباني ممكن